مرتضى مطهري
185
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
است كه از هركسى به هيئت جامعه مىرسد ( 1 ) در قرن 19 تحولات و افكار تازه اى در زمينهء حقوق بشرى در مسائل اقتصادى و اجتماعى و سياسى رخ داد كه منتهى به ظهور سوسياليزم و لزوم تخصيص منافع به طبقات زحمتكش و رنجبر و انتقال حكومت از دست سرمايه دار به دست كارگر گرديد . تا اوايل قرن بيستم هرچه در اطراف حقوق بشر بحث شده مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولتها و يا حقوق طبقات رنجبر و زحمتكش در برابر كارفرمايان و اربابان . در قرن بيستم مسئلهء تازه اى عنوان شد و آن « حقوق زن در برابر مرد » بود . با اينكه انگلستان قديمترين كشورهاى دموكراسى است ، تا سال . . . به تساوى حقوق زن و مرد تسليم نشده بود . دول متحدهء آمريكا با آنكه در قرن هجدهم ضمن اعلان استقلال خود به حقوق عمومى بشر اعتراف كردند و تقريباً صد سال بعد از آن ضمن جنگهاى انفصال ، بردگى را الغا كردند ( سال 1862 م ) تنها در سال 1920 ميلادى قانون تساوى زن و مرد را در حقوق سياسى تصويب كردند . فرانسه فقط در سال . . . براى زن حقوق مساوى با مرد قائل شد . به هر حال در قرن بيستم گروههاى زيادى در همهء جهان به طرفدارى از آزادى و احياى حقوق زنان قيام كردند و طرفدار تحول عميقى در مسائل اجتماعى از نظر حقوق و تكاليف زن و همچنين در روابط مرد و زن از نظر حقوق و وظايف گرديدند . به عقيدهء اينها تنها تحول و دگرگونى در روابط توده ها و ملتها با دولتها و روابط زحمتكشان و رنجبران با كارفرمايان و سرمايه داران مادامى كه در روابط حقوقى مرد و زن و روابط زن و اجتماع تحول و دگرگونى صورت نگيرد ، وافى به تأمين عدالت اجتماعى نيست . از نظر اين گروه ، در مقررات پيشين - چه مذهبى و چه
--> ( 1 ) ترجمهء تاريخ آلبرماله ، جلد 5 ، صفحهء 395